نقد و بررسی سبک‌های «مدیریّت تعارض» و شرایط استفاده از آن بر اساس سورة «یوسف»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه مدیریّت دانشگاه اصفهان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث از دانشگاه اصفهان

چکیده

«مدیریّت تعارض»، یکی از مباحث مهم مدیریّت رفتار سازمانی است. تعارض، به هر نوع اختلاف و برخوردی که بین افراد یا گروه‌ها رخ دهد، اطلاق می‌شود. تعارض اگر کنترل شده و در حدّ متوسّط باشد عمدتاً برای حیات گروه و سازمان لازم است؛ چون می‌تواند خلاقیّت و نوآوری را در افراد و گروه‌ها برانگیزاند و وسیله‌ای برای طرح مسائل و کاهش تنش‌ها و محیطی برای خود ارزیابی و تحوّل باشد. امّا تعارض‌های آشکار و شدید و کنترل نشده، موجب ناخشنودی و خدشه‌دار شدن روابط بین افراد می‌گردد و سرانجام به تخریب گروه منجر می‌شود. مدیریّت تعارض، نگه‌داشتن تعارض در سطح مطلوب است. اگر تعارض از سطح متوسّط پایین‌تر باشد، مدیر باید آن را تحریک کند و موجبات افزایش آن را فراهم کند؛ ولی اگر تعارض بالاتر از سطح متوسّط باشد، بر مدیر لازم است درصدد کاهش آن برآید.
با بررسی راهکارهای ارائه شده برای مدیریّت تعارض‌های غیر کارکردی، این نتیجه به دست می‌آید که همه این راهکارها، ذیل پنج سبک مدیریّت تعارض که در کتب صاحب نظران، ذکر شده قابل دسته‌بندی است. این سبک‌ها عبارت است از: رقابت، ایثار، اجتناب، مصالحه و همکاری. در واقع می‌توان گفت از دیدگاه عقلی، در برخورد با هر نوع تعارض غیر کارکردی، نمی‌توان غیر از این پنج سبک، راه ششمی را تصوّر کرد و هر راهی ذیل یکی از این پنج راه حل، قابل دسته‌بندی است.
در قرآن کریم دربارة مبحث تعارض، مطالب ارزشمندی وجود دارد. یکی از سوره‌های قرآن که این بحث به اشکال گوناگون در آن مطرح شده، سورة مبارکة یوسف است. این مقاله بر آن است که با استخراج و بررسی مهمترین این تعارض‌ها و چگونگی مدیریّت آنها‌ توسّط دو پیامبر الهی، حضرت یعقوب و حضرت یوسف(علیهما السّلام) و همچنین با استفاده از آیات دیگری از قرآن کریم و نیز روایاتی از معصومین(علیهم السّلام)، دیدگاه قرآن کریم دربارة چگونگی حلِّ تعارض‌های غیر کارکردی و شرایط و موقعیّت‌های استفاده از روش‌های پنج‌گانة برخورد با تعارض را دریابد.

کلیدواژه‌ها