<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دو فصلنامه کتاب قیم</title>
    <link>https://kq.meybod.ac.ir/</link>
    <description>دو فصلنامه کتاب قیم</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>معناشناسی واژه &amp;laquo;تسویل&amp;raquo; در قرآن کریم با رویکرد ساختارگرایی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3763.html</link>
      <description>هدف: یکی از واژگان قرآن کریم که در بیان حالات و گرایش&amp;amp;shy;های نفس بیان شده است، واژه &amp;amp;laquo;تسویل&amp;amp;raquo; است و برخی از مترجمان آن را به تزیین ترجمه کرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که مؤلفه‌های معنایی این دو واژه متفاوت است و نمی‌توان آنها را معادل دقیق یکدیگر دانست. پرسش اصلی تحقیق این است که معنای واژه &amp;amp;laquo;تسویل&amp;amp;raquo; در ساخنار معنایی قرآن چیست؟ هدف، تبیین تفاوت‌های معنایی میان این واژه و واژگان جانشین آن در سیاق آیات، با استناد به داده‌های لغت‌نامه‌ای و با رویکردی ساختاری است.روش پژوهش: روش اصلی پژوهش، معناشناسی ساختارگرایانه بر پایه‌ی روابط جانشینی و همنشینی است. ابتدا با مراجعه‌ به منابع لغوی، معنای اولیه‌ی &amp;amp;laquo;تسویل&amp;amp;raquo; به دست آمد. سپس با توجه همزمان به ساختار نحوی و معنایی آیات مشتمل بر واژه &amp;amp;laquo;تسویل&amp;amp;raquo;، واژگان جانشین و همنشین استخراج گردید. با بررسی ساختاری به همراه توجه به سیاق آیات، معنای &amp;amp;laquo;تسویل&amp;amp;raquo; در ساختار معنایی قرآن حاصل شد..یافته‌ها: در این پژوهش، ابتدا معانی مختلف این واژه در کتب لغت مورد بررسی قرار گرفته و بر این اساس، مفهوم &amp;amp;laquo;استرخاء&amp;amp;raquo; (سستی و رخوت) به عنوان توضیح مناسب‌تری برای تسویل، بر مبنای ریشه &amp;amp;laquo;سَوِلَ&amp;amp;raquo; انتخاب شده است. تحلیل ساختاری نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;نفس&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شیطان&amp;amp;raquo; در رابطه همنشینی و &amp;amp;laquo;إملاء&amp;amp;raquo; در رابطه اشتدادی با تسویل قرار دارند و &amp;amp;laquo;نفس&amp;amp;raquo; پر بسامدترین همنشین آن است. همچنین، واژگان &amp;amp;laquo;تطویع&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;وسوسه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تزیین&amp;amp;raquo; در محور جانشینی با تسویل قرار دارند که با تسویل ترادف نسبی داشته&amp;amp;nbsp; و در میدان معنایی مشترکی قرار می‌گیرند&amp;amp;nbsp; که شامل انگیزه‌بخشی برای انجام عمل نادرست و کاهش مقاومت درونی در برابر آن است.نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که کوچک‌شمردن گناه و مصیبتی بزرگ و پایین‌آوردن اهمیت و بزرگی آن در نظر فرد، مؤلفه معنایی منحصر‌ به ‌فرد تسویل است که آن را از واژگان جانشین خود متمایز می‌سازد. برابر دانستن تسویل با &amp;amp;laquo;تزیین&amp;amp;raquo; در برخی تفاسیر و کتب لغت می&amp;amp;shy;تواند تحت تأثیر مفهوم &amp;amp;laquo;سوْل&amp;amp;raquo; به معنای حاجت و درخواست باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دیدگاه ونزبرو درباره کارکردهای ساختار &amp;laquo;قُلْ&amp;raquo; در قرآن</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3742.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر به ارزیابی و نقد دیدگاه جان ونزبرو دربارۀ کارکردهای ساختار &amp;amp;laquo;قُلْ&amp;amp;raquo; در قرآن می‌پردازد. به‌طور خاص، این مقاله در پی سنجش دقت و اعتبار تحلیل ونزبرو و فرضیۀ او مبنی بر افزونه ویراستی بودن این ساختار در متن قرآن است. روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی ـ انتقادی انجام شده است. در این راستا، تمامی آیات دربردارندۀ ساختار &amp;amp;laquo;قُلْ&amp;amp;raquo; استخراج، دسته‌بندی و از منظر ادبی تحلیل شده‌اند تا فرضیات ونزبرو بر اساس شواهد متنی قرآن مورد ارزیابی قرار گیرد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد کارکردهای ساختار &amp;amp;laquo;قُلْ&amp;amp;raquo; بسیار گسترده‌تر از موارد ذکرشده توسط ونزبرو است و کارکرد اصلی آن، ایجاد فضای گفت‌وگو و پاسخ به سؤال مقدّر است. علاوه بر این، شواهد متنی متعددی از جمله امکان حذف &amp;amp;laquo;قُلْ&amp;amp;raquo; بدون اخلال در معنا، تکرار آن و جایگاه راهبردی‌اش در آیات، فرضیۀ افزونه بودن این ساختار را رد می‌کند.نتیجه‌گیری: ساختار &amp;amp;laquo;قُلْ&amp;amp;raquo; افزونه‌ای ویراستی نیست، بلکه یک ابزار بلاغی و سبکی یکپارچه در قرآن است که کارکردهای متنوعی، به‌ویژه در ایجاد ساختار گفت‌وگومحور، ایفا می‌کند. از این رو، تحلیل ونزبرو در این زمینه ناقص بوده و فرضیۀ او دربارۀ اضافی بودن &amp;amp;laquo;قُلْ&amp;amp;raquo; با داده‌های متنی قرآن سازگاری ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شناختی طرح‌واره‌های تصویری در سوره سبأ</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3743.html</link>
      <description>هدف: بررسی و تحلیل طرح‌واره‌های تصویری قرآن کریم، بر اساس رویکردهای جدید نقدی سبب می‌شود تا مفاهیم انتزاعی به طور ملموس و گسترده‌ای در ذهن مخاطب درک و دریافت شوند؛ زیرا طرح‌واره‌های تصویری در واقع یک نوع ساخت مفهومی است که در معنی‌شناسی شناختی تاثیر به سزایی دارد.  روش پژوهش: راهبرد روش‌شناختی مقاله حاضر، بهره‌گیری از نظریه طرح‌واره‌های تصویری لیکاف و جانسون است که مبتنی بر طرح‌واره‌های حرکتی، قدرتی و حجمی می‌باشد. از این رو نگارندگان با روش تحلیلی &amp;amp;ndash; توصیفی طرح‌واره‌های تصویری سوره سبأ را بررسی کرده و کوشیده‌اند تا مفاهیم انتزاعی و ذهنی موجود در این سوره را بر اساس نظریه طرح‌واره‌های تصویری تبیین کند. یافته‌ها: دریافت‌های معنی‌شناسی طرح‌واره‌های حجمی سوره سبأ، حاکی از وجود تجربیاتی مانند: دیدن، فراگرفتن، اشاره کردن و مکان‌مندی ظرفیت آسمان‌ها و زمین، تهمت زدن، دروغگویی، گمراهی، رمیدن و ترسیدن است که بیشتر از مفاهیم دیگر جلب توجه می‌کند. اما طرح‌واره‌های حرکتی این سوره، فقط با تجربۀ رسیدن مطرح شده‌اند که ذهن انسان را در فضای حرکت و مقصدی که این طرح‌واره‌ها حاکی از آن هستند، قرار می‌دهد. در طرح‌واره‌های قدرتی نیز تجربیاتی چون بیان قدرت لا یزال الهی در برابر منکران و یا تسلیم شدن کافران در دام وسوسه‌های شیطانی که منجر به انکار معاد می‌شود، به عنوان مانع و سدّی مطرح شده و یا به گونه‌ای است که سدّی در برابر آن قرار می‌گیرد. نتیجه‌گیری: طرح‌واره‌های تصویری با بسامد 61 موردی و در سه سطح حجمی، حرکتی و قدرتی در سوره سبأ می‌باشد که میان مفهوم‌سازی و ادراک انسانی تناسب ایجاد کرده است. در این میان طرح‌واره‌های حجمی، بیشترین میزان فراوانی را دارند که در حسی شدن مفاهیم انتزاعی و قابل اداراک بودن آن‌ها، نقش درخور توجه‌ای را در سوره ایفا کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در معنای عبارت &amp;laquo;اضربوهن&amp;raquo; در آیه 34 سوره نساء</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3747.html</link>
      <description>هدف: آیه 34 سوره نساء&amp;amp;nbsp; از جمله آیاتی است که نگرش‌های متفاوتی در باره آن توسط فقها و مفسران و سایر قرآن‌پژوهان و در نگرش فمنیست‌های مسلمان بازنگری در آن ضروری دانسته ‌شده ‌است. تحقیق حاضر به دنبال ارائه تفسیری جدید و جامع از عبارت &amp;amp;laquo;اضربوهن&amp;amp;raquo; در آیه 34 سوره نساء است که بتواند شبهات موجود را برطرف کند. از جمله این که تعبیر اضربوهن در معنای زدن زنان به دلیل ترس از نشوز احتمالی خشونت و ظلم است که قبیح دانسته می‌شود.  روش پژوهش: این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی تلاش کرده نظریات گوناگون پیرامون معنای عبارت اضربوهن در آیه را احصا و ارزیابی نماید. یافته‌ها: پنج نظریۀ موضع‌گیری علنی، ضرب فیزیکی در صورت تحقق نشوز، نسخ تدریجی احکام جاهلیت؛ در سختی و تنگنا قرار دادن&amp;amp;nbsp; و درمان مازوخیسم ارزیابی شده‌ و تبیین گردید و نقدهای متعددی با بهره‌گیری از ادله نقلی و عقلی بر هر یک از این دیدگاه‌ها مطرح شده‌است. در مقاله حاضر روایات مشهور در این موضوع از جمله روایات اسباب نزول، ارزیابی شد. خداوند متعال نظام خانواده را بر معیار سکونت و آرامش و تقوی قرارداده‌است. برخی از دیدگاه های مطرح با این نظام ناهماهنگ به نظر می‌رسد. از این‌رو نگارند‌گان این سطور احتمال حذف به قرینه لفظی و ایجاز و به‌کارگیری صنعت احتباک در آیه مزبور را دقیق‌تر دانسته‌اند. نتیجه‌گیری: در این آیه، صنعت احتباک -حذف تقابلی- رخ داده و عبارت &amp;amp;laquo;فی‌المضاجع&amp;amp;raquo; به علت ذکر در جمله قبل، درعبارت &amp;amp;laquo;واضربوهن&amp;amp;raquo; تکرار نشده‌است و تقدیر آیه چنین‌است: &amp;amp;laquo;واهجروهن فی المضاجع واضربوهن فی المضاجع&amp;amp;raquo;. در آثار لغوی و استعمالات عربی تعدّی ماده ضرب با حرف جرّ &amp;amp;laquo;فی&amp;amp;raquo;، معنای آن را به حرکت‌کردن از مضجع و ترک‌گفتن آن تغییرمی‌دهد.&amp;amp;nbsp; معنای &amp;amp;laquo;حرکت و ترک ظرف مکانی و زمانی خاص&amp;amp;raquo; را آثار لغوی نیز تأیید می‌کنند و اشکالات دیدگاه‌های دیگر را ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت‌سنجی داستان حضرت موسی(ع) و عبد صالح در سورۀ مبارکۀ کهف با تیپ‌قصه‌های عامیانه</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3739.html</link>
      <description>هدف: دوندس ادعا می‌کند، برخی قصه‌های قرآنی با قصه‌های ذکرآمده در سنخ‌شناسی آرنه ـ تامپسون دربارۀ قصه‌های عامیانه مصادر یکسان دارند و ازاین‌رو، معتقد است موتیف‌ها و مضامین این قصه‌ها با فهرست جهانی انواع قصه‌ها همخوانی دارد. مقاله حاضر ضمن معرفی قصه‌های عامیانه و با مروری نقادانه بر آراء برخی صاحب‌نظران نشان می‌دهد برخلاف گفتۀ این افراد، داستان حضرت موسی و عبد صالح، اصالت قرآنی دارد و گزارش قرآنی از حیث مضمونی و نه ساختار بیانگری، ممکن است با برخی مصادر همانندی نشان بدهد. &#13;
روش پژوهش: این مقاله به روش کیفی و تبیینی و با بررسی اسناد کتابخانه‌ای در دسترس از جمله کتاب دوندس و مبانی نظری عامیانه‌شناسی و به ویژه، منابع اسلامی مرتبط، نسبت میان داستان حضرت موسی و عبد صالح را در سورۀ کهف با تیپ‌قصه‌های عامیانه تحلیل و تبیین می‌کند.&#13;
یافته‌ها: مقاله نشان می‌دهد گزارش قرآن از این داستان از حیث بیانگری و روایتگری با دیگر رونوشت‌های داستان فرق دارد. محققان پیشین به این نکته توجه نکرده‌اند که این داستان علاوه بر ویژگی‌های خاص خود، با سیاق کلی سوره (توجه به معاد و رستاخیز و پاداش و عقاب اخروی و حسابرسی و انذار و تبشیر و دلداری به پیامبر برای تحمل مشکلات)، پیوند اندام‌وار و منسجم دارد.&#13;
نتیجه‌گیری: ممکن است برخی مضمون‌های این داستان در دیگر منابع و قصه‌های عامیانه آمده باشد، ولی نحوه‌ای که قرآن این داستان را در سیاق کلی سورۀ کهف گزارش می‌کند، اصیل و خصیصه‌نماست که در دیگر مصادر دیده نمی‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سیاقی باهم‌آیی نحوی &amp;laquo;روح القدس&amp;raquo; در قرآن کریم</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3740.html</link>
      <description>هدف: هدف این مقاله تحلیل سیاقیِ باهم‌آیی نحوی در ترکیب &amp;amp;laquo;روح‌القدس&amp;amp;raquo; در قرآن کریم است. بررسی باهم‌آیی واژگان در آیات قرآن نشان می‌دهد که دو عامل بنیادین، یعنی علم نحو و علم سیاق، نقش بسیار مهمی در شناخت دقیق معانی آیات ایفا می‌کنند. در بسیاری از موارد، باهم‌آیی واژگان بر اساس قواعد نحوی شکل می‌گیرد؛ به گونه‌ای که گاه یک واژه در کنار مضاف‌الیه خود، یا همراه با موصوف و صفتی خاص و یا در ساختاری که فعل با حرف جر مشخصی متعدی می‌شود به کار می‌رود. از سوی دیگر، توجه به روابط سیاقی میان آیات و در نظر گرفتن جریان کلام پیش و پس از آیه، در فهم درست مفاهیم قرآنی اهمیت بسزایی دارد. در واقع، تا زمانی که سیاق آیه مورد توجه قرار نگیرد، دستیابی به معنای دقیق واژگان و ترکیبات قرآنی امکان‌پذیر نخواهد بود. بر این اساس، پژوهش حاضر می‌کوشد با تمرکز بر ترکیب &amp;amp;laquo;روح‌القدس&amp;amp;raquo;، نقش باهم‌آیی نحوی و سیاق آیات را در تعیین معنای این ترکیب در قرآن کریم بررسی و تبیین کند.&#13;
روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، تمامی موارد کاربرد ترکیب &amp;amp;laquo;روح‌القدس&amp;amp;raquo; در قرآن کریم گردآوری و از منظر باهم‌آیی نحوی و نیز با توجه به سیاق آیات مورد تحلیل قرار گرفته است. در این فرایند، ابتدا ساختار نحوی این ترکیب و نوع رابطه میان اجزای آن بررسی شد و سپس با توجه به جایگاه آن در بافت آیه و ارتباط آن با واژگان و مفاهیم پیرامونی، دلالت‌های معنایی آن تحلیل گردید.&#13;
یافته‌ها: نتایج بررسی نشان می‌دهد که تمامی موارد کاربرد ترکیب &amp;amp;laquo;روح‌القدس&amp;amp;raquo; در قرآن دارای رابطه اضافی هستند. با این حال، باهم‌آیی‌های نحوی که در قالب رابطه اضافی شکل می‌گیرند، گرچه ممکن است از نظر تعریف و مصداق دارای اشتراکاتی باشند، اما لزوماً از نظر معنایی یکسان نیستند. تحلیل بافت‌های مختلف آیات نشان می‌دهد که واژگان هم‌نشین با این ترکیب و فضای سیاقی آیات، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری معنای آن دارند.&#13;
نتیجه‌گیری: بر اساس تحلیل‌های انجام‌شده، نمی‌توان ترکیب &amp;amp;laquo;روح‌القدس&amp;amp;raquo; را در سراسر قرآن دارای معنایی واحد دانست. این ترکیب در کنار واژگانی قرار گرفته است که معنای یکدیگر را تکمیل می‌کنند و در پرتو سیاق آیات، دلالت‌های معنایی متفاوتی پیدا می‌کنند. بنابراین، توجه همزمان به ساختار نحوی و سیاق آیات، شرطی اساسی برای درک صحیح معنای این ترکیب در قرآن کریم به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بیان قرآن در روایت پیدایش و آفرینش پژوهشی زبانی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3782.html</link>
      <description>هدف: یکی از موضوعاتی که خداوند به بندگان توصیه کرده، تفکّر و تعمّق در مراحل پیدایش و آفرینش است‌. قرآن‌کریم، کتاب هدایت است و از این‌رو، گاهی یک موضوع را در ضمن آیاتی دیگر بیان می‌کند و در هر آیه بُعدی از ابعاد آن را مورد توجه قرار می‌دهد، به گونه‌ای که گاهی الفاظِ موضوع‌ها با همدیگر یکسان است‌. در کشف پیوند معنایی آیات قرآن، توجه به موضوعات یکسان و ملاحظه جمعی آیات مرتبط، امری ضروری به نظر می‌رسد‌.&#13;
روش پژوهش: این پژوهش کوشیده است با روشی توصیفی ـ تحلیلی و از طریق واکاوی و ریشه‌شناسی واژگان مرتبط با بحث آفرینش در قرآن، به تبیین رویکرد آنها و بررسی مراحل آفرینش و پیدایش بپردازد.&#13;
یافته‌ها: در بیان قرآن، آیات مرتبط با پیدایش، به صورت پراکنده در سوره‌های مختلف بیان شده است. خلقت در امری لطیف در مفهوم دمیدن با ریشه‌های &amp;amp;laquo;نفس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نفخ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسمه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نفث&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نفح&amp;amp;raquo; گره می‌خورد. &amp;amp;laquo;زرع&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حرث&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نبت&amp;amp;raquo; جریان بذر افشانی و رویاندن در امر خلقت را بیان می‌کنند و مفهوم پراکندگی و انتشار در حال خردی و کوچکی از ریشه‌های &amp;amp;laquo;ذریه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ذرر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ذرو&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ذرء&amp;amp;raquo; دریافت می‌شود.&#13;
نتیجه‌گیری: یکی از معیارهای ابتدایی در کشف ارتباط معنایی آیات قرآن‌، پیوند واژگانی آیات و بررسی موارد استعمال آن‌ها درخود قرآن‌ است؛ زیرا در بسیاری از موارد با توجه به سیاق، می‌توان پی‌برد که یک واژه در چه معنایی به کار رفته است‌. قرآن کریم به امر آفرینش و پیدایش، در قالب شبکه‌ای منسجم از واژگانی خاص پرداخته است که هر کدام به نوع و مرحله‌‌ای از خلقت اشاره دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایات کرم‌دندان در پرتوی کاوش‌های اعتبارسنجی و اسطور‌ه‌شناسی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3750.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش سنجش اعتبار گزارش‌های موسوم به &amp;amp;laquo;کرم دندان&amp;amp;raquo; از حیث منبع، سند و متن و نیز تعیین خاستگاه تاریخی این باور در پیوند با طب عامیانه است. روش پژوهش: پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تاریخی ـ اسطوره‌شناختی انجام شده است. در این مسیر، ضمن تخریج و ردیابی نقل‌ها و در پیش گرفتن نقد درایه‌ای و فقه‌الحدیثی بر پایه منبع‌شناسی، سندشناسی و متن‌شناسی، از تحلیل زبانی واژه &amp;amp;laquo;دوده&amp;amp;raquo; و سنجش محتوا با قطعیات علم تجربی و تاریخ دندان‌پزشکی نیز بهره گرفته شده است.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد قدیمی‌ترین بازتاب صریح روایات کرم دندان در کتاب &amp;amp;laquo;طب الصادقین&amp;amp;raquo; است و بخش مهمی از نقل‌ها، مرسل یا فاقد طریق معتبرند و در انتقال به منابع حدیثی بعدی، دچار تصحیف و آشفتگی متنی شده، به گونه‌ای که روایت مربوط به ازاله کرم از دندان، بیشتر به توصیه طبی در حاشیه یک کتاب حدیثی شباهت دارد. تلاش برخی در تفسیر لفظ &amp;amp;laquo;دوده&amp;amp;raquo; به معنای باکتری نیز با ظهور عرفی و شواهد زبانی سازگار نیست.نتیجه‌گیری: نتیجه آنکه روایات کرم دندان از پشتوانه کافی حدیثی برای انتساب به معصومین برخوردار نیست و از نظر محتوایی نیز با داده‌های قطعی تجربی، تعارض دارد. از این‌رو، این نمونه نشان داد بازخوانی انتقادی روایات طبی برای صیانت از اعتبار دین و پیشگیری از آسیب‌های سلامت عمومی، ضرورت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جریان شناسی مطالعات حدیثی با تأکید بر روایات &amp;laquo;لیلة‌القدر&amp;raquo;</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3764.html</link>
      <description>اشاره قرآن کریم به عظمت لیلة القدر از یک سو و عدم تعیین زمان دقیق آن از دیگر سو، خیلی زود موضوع لیلة القدر را به یکی از دغدغه‌ها و چالش‌های فکری صحابه و تابعان تبدیل نمود. پی‌جویی و تحلیل روایات پیرامون لیلة القدر در منابع اهل سنّت، وجود حداقل سه جریان حدیثی را اثبات می‌کند. جریان حدیثی فعال در بوم حجاز که توانسته بود به عنوان جریانی غالب تا بوم عراق و شام نیز توسعه یابد احتمال درک لیلة القدر در &amp;amp;laquo;العشر الأواخر/دهه پایانی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;السبع الأواخر/هفته پیانی&amp;amp;raquo; ماه مبارک رمضان را به عنوان احتمالی راجح دنبال می‌کرد. جریان حدیثی دیگری که به نام ابن مسعود شناخته می‌شد قائل به دَوَران لیلة القدر در طول سال بود. این جریان حدیثی که زادبوم آن کوفه بود، جای خود را در محافل حدیثی مدینه نیز پیدا کرده و واکنشهایی را بر انگیخته بود. جریان حدیثی سومی به رهبری تعدادی از قاریان سرشناس کوفه همچون زرّ بن حبیش و عاصم بن ابی النجود کوفی در تقابل با جریان حدیثی ابن مسعود شکل گرفت که با نگاهی جزمی شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان را به عنوان لیلة القدر معرفی می‌کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی گفتاری امیرالمومنین(ع) نسبت به خوارج پیش از پشیمانی خوارج از پذیرش حکمیّت</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3741.html</link>
      <description>هدف: هرچند تاکنون پژوهش‌های متعددی درباره اقدامات و دیدگاه‌های امام علی(ع) در مواجهه با خوارج سامان یافته است، اما واکاوی مضامین کلامی ایشان با هدف &amp;amp;laquo;ممانعت از ظهور این فرقه&amp;amp;raquo; همچنان از ضرورت‌های پژوهشی به شمار می‌رود. مسئله اصلی نوشتار حاضر دستیابی به &amp;amp;laquo;الگوی گفتاری&amp;amp;raquo; امام علی(ع) در مقطع زمانیِ پیش از تشخص یافتنِ این جریان تحت عنوان &amp;amp;laquo;خوارج&amp;amp;raquo; است.  روش پژوهش: این مقاله با بهره‌گیری از روش میان‌رشته‌ای &amp;amp;laquo;تحلیل محتوای مضمونی&amp;amp;raquo;، در پی آن است تا با استخراج و انتظام منطقی اقوال ایشان، فهمی جامع از این الگوی گفتاری ارائه دهد. بر این اساس، ابتدا با استناد به نهج‌البلاغه و منابع معتبر تاریخی، تمامی بیانات امام(ع) خطاب به این جریان، از نخستین جرقه‌های شورش برای پذیرش حکمیت تا پیش از ندامت اولیه آنان، گردآوری شد. در گام بعد، با استفاده از روش تحلیل محتوای مضمونی، مضامین اصلی و فرعی این اقوال استخراج گردید. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش که حاصل بررسی هشت خطبه و گفتگو است، در قالب پنج مضمون کلی دسته‌بندی شد. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که ۵۲٪ از مفاد این مضامین بر آگاه‌سازی خوارج نسبت به نقاط قوت و ضعف و تبیین جبهه‌بندی دوستان و دشمنان حقیقی تمرکز دارد. ۴۸٪ باقی‌مانده نیز معطوف به تقویت بصیرت رزمی، عبرت‌آموزی برای پیشگیری از پیمان‌شکنی‌های مجدد و نیز موافقت مشروط با برخی مطالبات، با هدف جذب حداکثری و کاهش پیامدهای تمرد آنان است. نتیجه‌گیری: پنج مقوله نهایی استخراج شده از جداول کیفی، در واقع الگوی گفتار هدایتی امام علی(ع) برای ممانعت از شکل‌گیری فرقه خوارج را ترسیم می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حکمرانی مالی با تأکید بر سیره امام علی(ع) (بر پایه تحلیل هنجارهای بنیادین در اقتصاد اسلامی)</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3780.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی بایدها و نبایدهای اقتصادی در اسلام با تأکید بر آموزه‌های علوی و استخراج هنجارهای برجسته اقتصاد اسلامی از قرآن و روایات اهل بیت (ع) است تا به الگوی حکمرانی مالی دست یابد. روش پژوهش: در این پژوهش، برای استخراج و تحلیل هنجارهای اقتصادی در اسلام، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است که با تمرکز بر آموزه‌های علوی و بررسی آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) صورت گرفته است.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که محوری‌ترین هنجارهای اقتصادی در اسلام عبارتند از: برپایی عدالت اقتصادی، ایجاد اعتماد و امنیت اقتصادی، نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی، ترویج ساده‌زیستی و قناعت، تشویق به انفاق و دستگیری مستمندان، و حفظ امیدواری و رضایت مردم نسبت به مسائل اقتصادی. این هنجارها در یک سیستم به‌هم‌پیوسته، الگوی حکمرانی مالی را مشخص می‌کنند.نتیجه‌گیری: نتیجه پژوهش حاکی از آن است که عدالت اقتصادی به عنوان محور و هدف غایی الگوی حکمرانی مالی عمل کرده و سایر هنجارها را جهت‌دهی می‌کند. امنیت اقتصادی و نظارت، بستر تحقق عدالت را فراهم می‌آورند، در حالی که هنجارهای ساده‌زیستی، انفاق و امیدواری، زمینه فرهنگی و اجتماعی لازم برای تثبیت و پایداری این الگو را ایجاد می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی معیارهای نقد حدیث در مناظره امام جواد(ع) با یحیی ‌بن ‌اکثم</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3745.html</link>
      <description>هدف: یکی از مهم‌ترین اقدامات ائمه(ع) در کنار تبیین احادیث نبوی و شرح احکام و معارف دین، مقابله با انحرافات فکری و احادیث جعلی بود. امام جواد(ع) با تکیه بر اصول محکم و متقن دینی و عقلی، به نقد احادیث جعلی پرداختند که در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد. روش پژوهش: پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، معیارهای نقد احادیث جعلی را از گفتگو و مناظره امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم استخراج نموده و ضمن تبیین و تحلیل آنها، شیوه استناددهی امام(ع) به این معیارها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.یافته‌ها: امام جواد(ع) در مجلس مأمون، در پنج محور، احادیث مورد استناد یحیی بن اکثم درباره فضیلت خلفاء را نقد کرده‌اند. امام(ع) در محور اول، با استناد به آیات قرآن، تعارض برخی از این روایات با قرآن را نشان دادند و در محور دوم، با استناد به سنت صحیح نبوی، احادیث معارض را نقد نمودند؛ حضرت(ع) در محور سوم با استناد به ضروریات دینی و قطعیات اعتقادی، به نقد احادیث مجعول پرداختند و در محور چهارم با استناد به گزارش‌های تاریخی معتبر به نقد احادیث موضوعه اشاره نمودند و در محور پنجم، با استناد به مسلّمات عقلی که مورد پذیرش همگان است، برخی از این احادیث را مورد نقد قرار دادند.نتیجه‌گیری: امام جواد(ع) در این مناظره، از مسلّمات مورد پذیرش طرف مقابل استفاده می‌نماید که کاملاً مشهود و یقینی بوده است و با توجه به نقد متنی، تعارض تباینی احادیث مورد استناد یحیی بن اکثم با معیارهای قطعی را نشان می&amp;amp;lrm;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی اعتبار آموزه‌های &amp;laquo;خیبری بن علی الطّحان&amp;raquo; مبتنی بر &amp;laquo;جریان‌شناسی تاریخی&amp;raquo; و &amp;laquo;سنجش محتوایی&amp;raquo; روایات او</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3783.html</link>
      <description>هدف: شناسایی احوال راویان و اعتبارسنجی احادیث آنان از ارکان اساسی دانش رجال است. در این میان، اتهام &amp;amp;laquo;غلو&amp;amp;raquo; از مهم‌ترین عوامل جرح راویان و تضعیف روایات به‌شمار می‌آید. این پژوهش با تمرکز بر شخصیت &amp;amp;laquo;خیبری بن علی الطحان&amp;amp;raquo; ـ که در منابع رجالی به غلو، ارتفاع و ضعف متهم شده است ـ درصدد بررسی مجدد اعتبار روایات و آموزه‌های منقول از وی است. &#13;
روش پژوهش: پژوهش حاضر با بهره‌گیری از دو رویکرد مکمل انجام شده است: نخست، &amp;amp;laquo;جریان‌شناسی تاریخی&amp;amp;raquo; به‌منظور تحلیل زمینه‌های انتساب خیبری به جریان منسوب به مفضل بن عمر جعفی در کوفه و بررسی میزان تسری اتهام غلو به وی؛ دوم، &amp;amp;laquo;سنجش محتوایی روایات&amp;amp;raquo; برای ارزیابی مضامین احادیث منقول از خیبری و مقایسه آن‌ها با روایات دیگر راویان مورد وثوق.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد اتهام غلو نسبت‌داده‌شده به خیبری بیش از آن‌که مبتنی بر شواهد مستقیم باشد، ناشی از انتساب او به جریانی خاص است؛ امری که تعمیم آن به وی محل تردید جدی است. افزون بر این، بررسی محتوایی روایات حاکی از آن است که آموزه‌های منقول از خیبری نه‌تنها با رفتارهای غالیانه تعارض دارد، بلکه مضامین مشابه آن در روایات سایر ثقات نیز مشاهده می‌شود.&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد حتی در فرض عدم پذیرش وثاقت خیبری بن علی، محتوای روایات منقول از او به دلیل عدم تفرد و هم‌سویی با روایات معتبر دیگر، از اعتبار برخوردار است و نسبت غلو و ارتفاع، به‌تنهایی نمی‌تواند موجب تردید در آموزه‌های وی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نگرش تفسیری محمد شحرور به رابطه دین و قدرت</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3777.html</link>
      <description>هدف: محمد شحرور، نواندیش سوری اهل‌سنت در کتاب &amp;amp;laquo;الدین و السلطة: قراءة معاصرة للحاکمیة&amp;amp;raquo; با استناد به آیات قرآن، معتقد به کفایت فطرت و ادراک عقلایی برای ساخت جامعه متمدن بشری است و باتوجه ‌به مفاهیم واژگان &amp;amp;laquo;اطاعت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اکراه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;منع&amp;amp;raquo; و ویژگی &amp;amp;laquo;خلیفةاللهیِ&amp;amp;raquo; انسان، پیوند دین و قدرت را رد می‌کند. مطالعه پیشِ‌رو، در پی پاسخ به این پرسش است که استنتاج‌های شحرور از آیات قرآن کریم جهت اثبات نظریه‌اش در کتاب مذکور چگونه صورت گرفته است؟&#13;
روش پژوهش: در نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی، رویکرد محمد شحرور به فهم و تفسیر قرآن و دیدگاه تفسیری وی در کتاب یاد شده پیرامون رابطه دین و قدرت تبیین و مستندات قرآنی او با بهره‌گیری از آیات قرآن و سیاق آن‌ها، اقوال لغویان، آراء مفسران و نظرات اندیشمندان دینی مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد.&#13;
یافته‌ها: با توجه به بررسی‌ها نظر شحرور مبنی بر اینکه قهر و غلبه از ویژگی‌های قدرت&amp;amp;nbsp; است وخلیفه را جانشین و نماینده دانسته مورد تأیید است. لکن قدرتِ بر حق هنگامی محقق می‌شود که فرمان‌بران، حاکم را شایسته حاکمیّت دانسته و از او حمایت کنند و&amp;amp;nbsp; بر اساس ویژگیِ مسئولیت و تقیّدِ نهفته در مقام خلیفة اللهی، عمل بر طبق سلیقه شخصی یا اجتهادی که ربطی به رهنمودهای الهی ندارد، در حکومت مبتنی بر مقام خلافت اللهی جایز نیست. همچنین اگر چه برخی آیات قرآن دلالت دارد بر اینکه فطرت در آغاز بنیادی برای اتفاق مردم بوده است؛ اما سایر آیات نشان می‌دهند که فطرتِ تنها در مقام عمل نتوانسته بنیانی محکم برای ساخت جامعه مدنی متمدن و پایدار فراهم نماید و با توجه به سایر آموزه‌های قرآنی نقش هدایتگری دین در مدیریت فطرت آشکار می‌گردد. آیه 146 سوره اعراف نیز که مورد استناد شحرور قرار گرفته از اختلالی که ممکن است در ادراک عقلایی بشر رخ دهد، سخن می‌گوید؛ لذا نه تنها نمی‌تواند مستمسک مناسبی جهت اثبات کفایت ادراک عقلایی برای ساخت جامعه متمدن بشری باشد؛ بلکه دلیلی بر عدم کارایی همیشگیِ قوه تشخیص عقل بشری است.&#13;
نتیجه‌گیری: گرچه تلاش شحرور در بررسی لغوی و فراهم‌آوردن مقدمات استنتاج قابل‌انکار نیست؛ اما نتیجه‌گیری‌ها به دلیل حذف عنصر دین و عدم جامع‌نگری، حداقلی و دارای نقصان است؛ زیرا فطرت نیاز به نقش هدایتگری دین دارد و برخلاف نظر شحرور، سلطه تنها سنگ‌بنای دولت نیست و قدرتِ برحق دارای مؤلفه اقتدار است. جایگاه &amp;amp;laquo;خلیفةاللهی&amp;amp;raquo; نیز الزاماتی از جمله تقیّد به مرکزیت خلافت یعنی &amp;amp;laquo;الله&amp;amp;raquo; دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی راویان کیسانی در میراث حدیث شیعه؛ بررسی موردی علی بن حَزَوَّر</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3731.html</link>
      <description>هدف: کیسانیه از اولین انشعابات شیعی بود که پس از قیام مختار شکل گرفت. آنها که از امامت و رهبری محمد بن حنفیه جانب‌داری می‌کردند، پس از وفات ابن حنفیه به گروه‌های مختلفی تقسیم شدند. طیف‌های متعدد کیسانیه، از غالیان گرفته تا شیعیان سیاسی، تا نیمه‌های قرن دوم در جامعه شیعی حضور پر رنگی داشتند و اندک‌اندک در جریان‌های بعدی هضم شده و از بین رفتند. این پژوهش در پی بازشناسی اویان کیسانی‌مسلک و تحلیل و بررسی روایات آنها در میراث روایی شیعه و اهل سنت است.&#13;
روش: این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی تدوین شده است.&#13;
یافته‌ها: حیان سراج، ابوخالد کابلی، مرقع اسدی، ابو عبد الله جدلی و ابو طفیل از راویان کیسانی در روایات امامیه هستند. علی بن حَزَوَّر متهم به تفکرات کیسانی است، از اساتید کیسانی‌مسلکی مانند محمد بن بشر بهره برده و در منابع امامیه، روایاتی مرتبط با باورهای کیسانیه از او منتشر شده است.&#13;
نتایج: برخی از راویان کیسانی مسلک در میراث روایی امامیه حضور دارند. روایات این راویان گاهی متاثر از باورهای فرقه ای آنان است و لازم است با احتیاط بیشتری با این روایات برخورد شود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مؤلفه‌های معنایی &amp;laquo;سرعت&amp;raquo; در قرآن کریم با تکیه بر روابط مفهومی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3744.html</link>
      <description>یکی از روش‌های مؤثر در فهم معارف قرآن کریم، تحلیل دقیق واژگان و تمایزات معنایی آنهاست. نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و جمع‌آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای، به بررسی تمایزات معنایی واژگان مرتبط با مفهوم سرعت در قرآن کریم پرداخته است در این مرحله با محور قرار دادن واژه &amp;amp;laquo;سرعت&amp;amp;raquo; در نقطه کانونی این حوزه بعضی از کلماتی که بیشترین مولفه‌های مشترک با این واژه را در قرآن داشته‌اند معرفی و با یکدیگر بررسی تطبیقی شده‌اند. واژگانی همچون: سبق، إهراع، افاضه، إیفاض، بدار، زفّ، عجله، نَسل، إهطاع و فور. نتایج تحقیق حاکی از آن است که واژه&amp;amp;rlm;ی &amp;amp;laquo;سبقت&amp;amp;raquo; شتابی است برای پیشی‌گرفتن از دیگران در رقابت. &amp;amp;laquo;اهراع&amp;amp;raquo; شتابی است همراه با اضطراب و فشار روانی. &amp;amp;laquo;افاضه&amp;amp;raquo; سوق دادن همراه با شتاب، اما بدون اضطراب. &amp;amp;laquo;ایفاض&amp;amp;raquo; حرکت سریع و انجام کاری با شتاب و عجله. &amp;amp;laquo;بدار&amp;amp;raquo; سرعت در حرکات و اعمال ظاهری. &amp;amp;laquo;زفّ&amp;amp;raquo; شتاب در حرکت با دقت و تفکر. &amp;amp;laquo;عجله&amp;amp;raquo; اقدام کاری زودتر از موعد &amp;amp;laquo;نَسل&amp;amp;raquo; سرعت در خروج. &amp;amp;laquo;اهطاع&amp;amp;raquo; شتاب در انجام کاری پیش از موعد با ترس و نگرانی. &amp;amp;laquo;فور&amp;amp;raquo; سرعت و شتاب طبیعی بدون درنگ.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معناشناسی توصیفی واژه غنی در قرآن مجید</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3748.html</link>
      <description>واژۀ «غنی» از واژگان پربسامد قرآن کریم است. صفت «غَنى»، بر وزن فعیل به‌معناى فاعل از مادّه «غنى» است که بر بسندگى دلالت دارد؛ پس غناى خداى سبحان، به‌معناى بى‌نیازى مطلق اوست. کشف مؤلفه‌های معنایی واژۀ «غنی» و ارتباط این واژه با واژگان همنشین و یا واژگانی که در تقابل معنایی با آن قرار دارند، ما را در فهم معنای قرآن و نیز شناخت بهتر خداوند یاری می‌کند. مقاله حاضر درصدد تبیین جایگاه واژۀ «غنی» است که پس از ریشه‌شناسی، ارتباط معنایی آن با واژه‌های همنشین و جانشین در قرآن بررسی شده است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که واژۀ «غنی» با واژگانی چون «حلیم، حمید، کریم، رحمه و شُکر» رابطۀ همنشینی دارد که واژه «حمید» بسامد بالاتری نسبت به دیگر همنشین‌ها دارد و واژه‌های «صمد» و «واسع» با واژۀ «غنی» رابطۀ جانشینی دارند. همچنین، واژه‌های «فقر، بُخل و کفر» با واژۀ «غنی» تقابل معنایی دارند؛ همچنین با بررسی واژۀ «غنی» دریافتیم که این واژه غالباً دربارۀ خداوند متعال  به‌کار رفته لیکن این واژه و مشتقات آن در چند مورد دربارۀ انسان نیز  به‌کار رفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبار و اعتبار روایت ترتیب نزول ابن‌عباس به نقل از عطاء خراسانی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3749.html</link>
      <description>در میان فهرست‌های ترتیب نزول قرآن کریم، فهرست ابن‌عباس به روایت عطاء خراسانی بیش از همه مورد توجه قرار گرفته و در منابع تفسیر و علوم قرآنی نقل شده است. با این وجود، نقدهای متعددی به سند و متن این روایت وارد است؛ از جمله عدم اتصال عطاء خراسانی به ابن‌عباس، نقل همین روایت به طریق مقطوع از عطاء خراسانی و اختلافات موردی در ترتیب سور میان این فهرست با برخی دیگر از روایات ترتیب نزول و زمان نزول، مانند جایگذاری سوره توبه به عنوان آخرین سوره نازل شده. پژوهش حاضر، مسئله اعتبارسنجی و تبارشناسی فهرست عطاء خراسانی را هدف بررسی قرار داده است تا دریابد آیا سند و متن این روایت، آن اندازه که قابل اعتماد تلقی می‌شود، اعتبار و اصالت دارد یا خیر. این پژوهش با جستجو در نُسخ کهن‌ترین منابع موجود، به استخراج تمامی روایات ترتیب نزول و توجه به اختلافات سهوی و عمدی در نسخه‌های مختلف روایات در منابع و دقت در نسخ مخطوط و مطبوع هر منبع پرداخته و روایت عطاء را با سایر روایات مقایسه کرده است. شاخص‌های سندی و متنی مشترک و مورداختلاف روایات کشف شده، سپس با روش‌های سنتی و جدید نقد حدیث به اعتبارسنجی آن پرداخته شده است. در این مقاله، ضمن معرفی منابع کهنی برای فهرست عطاء که در تحقیقات پیشینه به آنها اشاره یا مراجعه نشده است، اثبات می‌شود که بر اساس روش‌های نقد حدیث، انتساب این روایت به ابن‌عباس قابل قبول نیست و عطاء خراسانی اولین نشر دهنده این فهرست است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ‌گذاری احادیث شان نزول آیه ۴۳ سوره نساء در منابع اهل سنت</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3754.html</link>
      <description>آیه 43 سوره نساء، با توجه به اینکه حکم فقهی تحریم شرب خمر را در بر دارد، بطور خاصی مورد توجه مفسران و علمای اسلامی بوده است. برای این آیه شأن نزول‌هایی در کتب روایی اهل سنت با طرق متعدد نقل شده است. روایات شأن نزول منقول ذیل آیه، نشان می‌دهد که آیه در پی یک حادثه‌ای نازل شده است و آن حادثه شراب خوردن عده‌ای از صحابه‌ی پیامبر(ص) به ویژه امام علی(ع) است. از آنجایی که مضمون این قبیل روایات عصمت امام علی(ع) را خدشه دار می‌کند ضرورت تحلیل، بررسی و تاریخ‌گذاری آن‌ها را فراهم ‌می‌سازد. در این نوشتار با استفاده از روش تاریخ گذاری ترکیبی اسناد و متن، سیر تطور و خاستگاه تاریخی این روایات بررسی و تعیین می‌گردد. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای و بررسی آن‌ها به شکل توصیفی-تحلیلی است. نتایج تاریخ‌گذاری بر اساس این روش و با پردازش متون مشابه و دسته بندی آن‌ها، رسم شبکه اسناد و تعیین حلقه مشترک اصلی و فرعی نشان داد که عطاء بن سائب حلقه مشترک اصلی این دسته از روایات است و می‌توان نیمه دوم قرن دوم یعنی دوران زندگانی عطاء بن سائب را به عنوان شکل گیری این حدیث تاریخ‌گذاری کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی تفاسیر روایی شیعه در مسأله تحریف قرآن در پرتو تحلیل شرایط زمینه‌ای</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3762.html</link>
      <description>تطبیق تفاسیر روایی شیعه نمایانگر تفاوت رویکرد مؤلفان آنها نسبت به مسأله تحریف قرآن است. امری که نشان می‌دهد صاحبان تفاسیر روایی نیز هم‌چون سایر مفسران با تأثیرپذیری از شرایط زمینه‌ای، در راستای کشف مراد و مقصود آیات اجتهاد نموده و در قالب گزینش و چینش روایات یا الفاظ و عبارات خویش، به بیان دیدگاه‌های تفسیری خود پرداخته‌اند. عملکرد عیاشی، فرات کوفی و مؤلف تفسیر قمی از مؤلفان متقدم تفاسیر روایی شیعه و حویزی و بحرانی از مؤلفان متأخر این تفاسیر گویای باور ایشان به وقوع تحریف در قرآن است. این در حالی است که فیض کاشانی برخلاف سایر همگنان معاصر و متقدم خود، بر عدم تحریف قرآن تأکید می‌ورزد. مجادلات کلامی میان عالمان شیعه و اهل سنت و رویکرد تقابلیِ ضدسنی در میان تفاسیر روایی متقدم و وجود گرایش اخباری در میان مؤلفان تفاسیر روایی متأخر که از شاخصه‌های آن تساهل و تسامح در قبول روایات می‌باشد، از زمینه‌های اثرگذار در باورمندی این مفسران به وقوع تحریف در قرآن است. در سوی مقابل، وجه عقل‌گرایانه‌ی اندیشه فیض‌کاشانی متأثر از تفکر فلسفی وی زمینه‌ای شده تا وی برخلاف سایران، باور به تحریف قرآن را به مثابه‌ی باوری غیرعقلانی و خلاف حکمت رد کند. از طرفی تعلق خاطر وی به اندیشه اخباری منجر به آن شده که وی روایات موهم به تحریف را از اساس کنار نگذارد بلکه با توجیه و تأویلی که در مقدمه تفسیرش آورده به ذکر آنها در مواضع متعدد نیز بپردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه رویکرد تفسیری طالقانی و مصباح‌یزدی در مواجهه با نظریه تکامل در آیات آفرینش انسان</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3765.html</link>
      <description>نظریه تکامل که امروزه کانون توجه دانشمندان جهان قرار گرفته، در میان اندیشمندان مسلمان چالش‌هایی را برانگیخته است؛ بیشتر دانشمندان مسلمان، این نظریه را ناسازگار با آیات آفرینش انسان یافته‌اند و برخی با پذیرش این نظریه، کوشیده‌اند تا آیات قرآن را سازگار با آن نشان دهند. ‌آیت الله محمدتقی مصباح‌یزدی و آیت الله سیدمحمودطالقانی از اندیشمندان معاصر به ترتیب از طیف اول و دوم‌اند. این مقاله درصدد مقایسه رویکرد مصباح یزدی و طالقانی در مواجهه با نظریه تکامل در تفسیر آیات آفرینش انسان است؛ روش پژوهش در این نوشتار توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری مطالب مطالعه کتابخانه‌ای است. حاصل بررسی نشان می‌دهد که از دیدگاه مصباح یزدی، ظواهر قرآن به روشنی دلالت بر آفرینش مستقل نخستین انسان دارد و  نظریه تکامل به دلیل فقدان پشتوانه‌های لازم علمی و ابتنا بر استقرا و حدس، نمی تواند قرینه‌ای محکم، برای عدول از ظواهر قرآن باشد. در مقابل ، طالقانی پس از پذیرش نظریه تکامل، کوشیده است با بازنگری در برخی از جنبه‌های این نظریه، آن را با دیدگاه‌های دینی سازگار کند و آیات قرآن را نیز در چارچوبی همسو با این نظریه تفسیر نماید.وی از این نظریه، تقریری ارائه داده است که مورد تأیید طرفداران نظریه تکامل نیز قرار نگرفته است. همچنین تطبیق آیات آفرینش با این برداشت، به دلیل عدم رعایت ضوابط دقیق تفسیر، از طرف غالب دانشمندان مسلمان، تأیید نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی معنای رکون به ظالمان در آیه 113 سوره هود</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3766.html</link>
      <description>آیه 113 از سوره هود بیانگر نهی از رکون به ظالمان است و مجازاتی برای آن بیان کرده است. مفسران شیعه و اهل سنت در تبیین مراد از عبارت «الَّذِینَ ظَلَمُوا» در این آیه اختلاف نظر دارند که نیاز به بررسی دیدگاه فریقین را ضروری می‌سازد. پژوهش حاضر که با روش تحلیلی‌ـ تطبیقی صورت گرفته، بر آن است دیدگاه مفسران فریقین را پیرامون رکون به ظالمان در آیه 113 سوره هود را بررسی کرده، نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه را بیان کند و نظریه صحیح در خصوص آیه مورد نظر را اعلام کند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مفسران فریقین رکون را به معنای تمایل و اعتماد همراه با میل و رغبت دانسته‌اند و تعدادی از آنها مصادیقی را برای آن عنوان کرده‌اند. بسیاری از مفسران اهل سنت عبارت «الَّذِینَ ظَلَمُوا» در این آیه را به معنای مشرکان و یا کافران دانسته‌اند و درنتیجه، همکاری با سران ظالم مسلمان را مجاز شمرده‌اند، ولی مفسران شیعه معتقدند که «الَّذِینَ ظَلَمُوا» در آیه فوق الذکر عام است و همه ظالمان را اعم از مسلمان یا کافر شامل می‌شود. مفسران فریقین بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که اعتماد به ظالمان، سبب عذاب می‌گردد و خداوند اعتمادکنندگان به ظالمان را یاری نخواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی قدرت تکیه «واژگانی» در تمایز معنایی انواع مختلف (ما)درجملات قرآن کریم</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3767.html</link>
      <description>«تکیه» یکی از مؤلفه‌های زبرزنجیری زبان گفتار است، و «تکیه واژگانی» یعنی فشار صوتی واژه‌ای نسبت به واژگان پیرامونی در جمله، به عنوان یک عنصر تمایز دهنده معنایی و آوایی، می‌تواند نقش مهمی در استنباط مفاهیمِ درست یا نادرست و یا دریافت معانی چند سویه از عبارات قرآنی ایفا ‌کند. قدرت تکیه‌ی (ما) در سطح جمله با در نظر گرفتن مراتب قوت و ضعف، و مقدار کشش‌های صوتی، موضوع اصلی این پژوهش است که مفاهیم متنوع قرآنی را در میانه درنگ و آهنگ به نمایش می‌گذارد. پژوهش حاضر بر اساس «تکیه واژگانی»، و نه هجایی، و بازخوانی قواعد متفرق گذشته و در بستر آیات قرآن کریم با شیوه توصیفی – تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. هدف این پژوهش، بازخوانی تمایزهای معنایی و ساختارهای ترکیبی (ما) در آیات قرآن کریم است. بر همین اساس اهمیت تکیه واژگانی زمانی روشن می‌شود که تمایز معنایی آن در گونه‌های مختلفی از معانی دوسویه در (ما)ی نافیه و موصوله، (ما)ی نافیه و استفامیه، (ما)ی نافیه و مصدریه، (ما)ی استفهامیه و تعجبیه، (ما)ی استفهامیه و مصدریه، (ما)ی موصوله و استفهامیه، (ما)ی موصوله و شرطیه، و (ما)ی موصوله و مصدریه، در منحنی‌های متفاوت آهنگ و بسته‌های صوتی اصلی و فرعی (ما) با خوانشی جدید از ساختار جمله دیده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رهیافتی تطبیقی برمعناشناختی «جحیم» در قرآن کریم با تکیه بر پیوندهای مفهومی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3768.html</link>
      <description>بررسی ارتباطات مفهومی میان واژگان و تحلیل ساختارهای معنایی آنها، از جمله روش‌های مؤثری است که به کشف لایه‌های پنهان معنا و درک عمیق‌تر متون دینی می‌انجامد. این رویکرد به‌ویژه در مطالعه قرآن کریم ـ که از جنبه‌های زبانی، محتوایی و ادبی، ظرفیتی بی‌نظیر دارد ـ جایگاه و اهمیت بسزایی می‌یابد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد نظام مند، به واکاوی مفهوم «جحیم» در قرآن پرداخته است. در این راستا، واژگان مرتبط با این مفهوم، در عین اشتراک معنایی، هرکدام ظرفیت های معنایی متمایز و ویژه‌ای را در متن آیات قرآنی نمودار می‌سازند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از این واژگان، ابعاد متفاوتی از عذاب و آتش دوزخ را ارائه می‌ دهند: «جحیم» بر شدت زبانه‌ها و خشم بی‌پایان آتش؛ «حریق» بر فعل سوزاندن و اثرگذاری آن اشاره دارد؛ «سعیر» بر شعله‌ور بودن مداوم؛ «سقر» بر سوزاندگی عمیق و تغییر ماهیت اشیاء؛ «لظى» بر زبانه‌های خالص و بی‌وقفه؛ «موقده» بر تداوم برافروختگی؛ «لهب» زبانه‌های مرئی و خالص آتش؛ و «شواظ» بر شعله‌های بی‌دود و متمرکز دلالت دارند. تحلیل دقیق این واژگان نشان می‌دهد که قرآن کریم با دقتی مثال‌زدنی، واژگان مرتبط با جحیم را در سیاق‌هایی به‌کار برده است که هر یک به‌گونه‌ای خاص، جلوه‌ای از عذاب الهی را به تصویر می‌کشند. این پژوهش، تصویری چندلایه و معناشناسانه از مفهوم جحیم در قرآن ارائه می‌دهد و اهمیت تحلیل واژگانی در فهم هنری و دقیق‌تر آیات را یادآور می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترمیم انتقادی پیشینه‌‌‌شناسی تاریخی شهید صدر در نظریة سنت‌های تاریخی قرآن</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3770.html</link>
      <description>ترمیم انتقادی آثار دانشمندان متکلم و مفسر یکی از ضروت‌های انکارناپذیر در مسیر پیشبرد و توانمندسازی میراث علمی اسلام است. شهید صدر پیش از شهادت و در واپسین فرصت‌های خود به تبیین رویکرد موضوع محور در تفسیر قرآن پرداخت. او کارکرد این رویکرد را منحصراً نظریه‌پردازی به منظور دست‌یابی به نظریه‌های اساسی قرآن و رسالت‌های برآمده از آن می‌داند. پیشبرد نظریة یادشده در گِروِ بازخوانی، نقد و ترمیم و تکمیل همه‌جانبة آن است. بنابراین هدف پژوهش پیشبرد نظریة سنت‌های تاریخی شهید صدر از رهگذر ترمیم انتقادی پیشینه‌شناسی تاریخی وی در نظریه‌پردازیست. پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است و با نگاه انتقادی به مساله انجام شده‌است. داده‌هاى تحقیق از طریق بررسى اسنادى، فیش بردارى و با رویکرد تحلیلی سامان گرفته‌است. کتاب المدرسه القرانیه شهید صدر به عنوان جامعة تحقیق و سایر منابع ناظر به اهداف پژوهش، به عنوان منابع تبیینی و تکمیلی تحقیق مورد استفاده قرارگرفته‌است. یافته‌ها نشان‌می‌دهد، علیرغم توجه خاص شهید صدر به بیان پیشینه‌ها، پیشینه‌شناسی تاریخی وی در بیان دیدگاه‌هایی مختصر و اجمالی از اتمیست‌ها، لاهوتیان، ابن خلدون، دکارت و ماکس خلاصه ‌شده‌است در نتیجه پیشینه‌شناسی ایشان دچار کاستی و نیازمند ترمیم‌است، و مدعای ایشان مبنی بر پیشتازی قرآن در بیان سنت‌های تاریخی به لحاظ اتقان علمی و شمار سنت‌ها قابل قبول لکن به لحاظ وجود سنت‌ها، غیرقابل قبول است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>موسیقی درونی قرآن و تکثر معنایی: تبیین هم کنش آوای درونی کلام بر انتقال معانی در قرآن</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3772.html</link>
      <description>این پژوهش با اتخاذ رویکرد نوین و چارچوب تحلیلی فنوسمانتیک (رابطه آوا-معنا) که به پیوند دقیق میان متغیرهای آوایی، هجایی و معنایی می‌پردازد، به بررسی نظام‌مند هم‌کنش موسیقی درونی الفاظ قرآن و ساختار معنایی آیات می‌پردازد. ضرورت این پژوهش در پاسخ به این پرسش بنیادین نهفته است که چگونه موسیقی درونی کلام، علاوه بر جذابیت صوتی، در انتقال معانی ژرف و تکثر معنایی نقش ایفا می‌کند. این مطالعه با پر کردن خلأ تحقیقات پیشین که اغلب صرفاً بر جنبه‌های آوایی و زیبایی‌شناختی تمرکز داشتند، بُعد تازه‌ای از اعجاز بیانی و محتوایی قرآن را تبیین می‌کند. روش پژوهش تحلیلی-توصیفی بوده و داده‌ها شامل مصادیق متعدد از آیات قرآن کریم است. این داده‌ها از طریق بررسی جامع عناصر مولد موسیقی درونی نظیر صفات حروف، فواصل آیات، تکرار و وزن عروضی گردآوری و تحلیل شده‌اند.نوآوری مهم پژوهش، تبیین نقش محوری موسیقی درونی در تکثر معنا در کاربست واحد است. به این معنا که آوا و معنا چونان آینه در هم تجلی یافته و ارتباط وثیق میان ویژگی‌های موسیقایی و معنای آیات، به درک عمیق‌تر زیبایی‌های قرآن می‌انجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فاصله به مثابه کلید تفسیر؛ تحلیل گذار معنایی ﴿وَاللهُ رَؤُفٌ بِالْعِبَادِ﴾ در آیه ۲۰۷ سوره بقره در دیدگاه مفسران متقدم و متأخر</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3773.html</link>
      <description>جملات پایانی آیات قرآن، موسوم به «فاصله»، افزون بر کارکردهای زیباشناختی، در فهم معنایی آیات نقشی اساسی دارند. جمله ﴿وَاللهُ رَؤُوفٌ بِالعِبادِ﴾، در پایان آیه ۲۰۷ سوره بقره که از ایثار جان در راه رضای خدا سخن گفته است، در نگاه نخست با مضمون آیه ناهمگون به نظر می‌رسد. مقاله حاضر با هدف واکاوی نقش فاصله در فهم دقیق‌تر محتوای آیه و ارتباط آن با سیاق کلی آیات با رویکردی تطبیقی و توصیفی ـ تحلیلی، سیر برداشت‌های تفسیری از این جمله را در تفاسیر متقدمان و متأخران بررسی می‌کند. بررسی کتاب‌های تفسیری نشان می‌دهد که چگونه تفاسیر المنار و المیزان با عبور از خوانش‌های سطحی و فردگرایانه، به بازخوانی عمیق‌تر و نگرش کلان‌نگرانه از مضمون آیه و جمله پایانی آن دست یافته‌اند. در این تفاسیر، فاصله آیه نه تنها با سیاق و محتوای آیه سازگار است، بلکه به عنوان عنصر کلیدی در تفسیر رأفت الهی نسبت به بندگان، معنای آیه را تعمیق می‌بخشد. همچنین تحول معنایی در درک از فاصله، در تفاسیر معاصر، نگاه تمدنی و اجتماعی به رأفت الهی را برجسته کرده است. نگاهی که رأفت الهی این است که با وجود انسان‌های فداکار از خودگذشته جامعه انسانی و اسلامی رنگ و روی صلاح و آرامش را خواهد دید. این بررسی تطبیقی نشان می‌دهد که درک ارتباط معنایی بین جمله پایانی آیه با محتوا و سیاق آیات، می‌تواند نتایج تفسیری متفاوت و نگاه تازه‌ای به این پدیده قرآنی ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مفهوم آیه 101 نحل با بررسی تاریخ نزول آیات ناسخ</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3774.html</link>
      <description>آیه ۱۰۱ نحل  یکی از استنادات قرآنی قائلان به نسخ در قرآن است؛ که بر این باورند این آیه، به صراحت به مقوله نسخ حکم آیات قرآن اشاره نموده است. اهمیّت بررسی این آیه بدان جهت است که یکی از مباحث مهم علوم قرآن که بحث ناسخ و منسوخ است، مستند به ادله قرآنی و روایی است، که یکی از مهم‌ترین ادله قرآنی قائلان به نسخ، این آیه است؛ که با استناد به آن، معتقدند قرآن به صراحت به مقوله نسخ آیات، تصریح نموده است. بررسی تفسیر تاریخی این آیه و تبارشناسی مقوله نسخ آیات در ارتباط با این آیه، از موضوعات مهم و اساسی در فهم بهتر و صحیح این آیه است. بر همین اساس این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تفسیر تاریخی این آیه پرداخته است و ضمن بررسی فضای نزول این آیه، به ارتباط تاریخی آیات ناسخ با زمان نزول این آیه می‌پردازد. از نتیجه این پژوهش برمی‌آید که نزول آیات ناسخ بعد از نزول آیه ۱۰۱ نحل بوده است؛ که این نشان می‌دهد، مفهوم نسخ در ارتباط با این آیه بی‌معنا است؛ زیرا قبل از این آیه، نسخی صورت نگرفته که مشرکان بر آن اعتراض کنند و قرآن را افتراء از جانب پیامبر قلمداد نمایند .مفهوم صحیح این آیه بر اساس سیاق و بافت نزول و همچنین گزاره‌های تاریخی بدین معنا است که خداوند در پاسخ به مشرکان به فلسفه تبدیل معجزات انبیاء(ع) و قرار گرفتن قرآن به عنوان معجزه خاتم انبیاء(ص)، اشاره نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی نو از راهبرد فریبکارانه ابلیس: پنهان سازی تمنای جایگاه عالین در پوشش قیاس با آدم(ع)</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3775.html</link>
      <description>واقعه امتناع ابلیس از سجده بر حضرت آدم(ع)، به منزله یک رخداد محوری و پرتکرار در متن آیات قرآن کریم، همواره کانون توجه مفسران بوده است. غالب تفاسیر، در تبیین علت این نافرمانی، بر کلام خود ابلیس تمرکز کرده و ریشه اصلی را در قیاس نار و طین و متعاقباً، در نوعی خطای شناختی تحلیل نموده‌اند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی انتقادی و با تردید در صداقت ابلیس، در پی کشف و بازیابی علت واقعی این امتناع از منظر تحلیل قرآنی خداوند است.
 پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و در چارچوب تفسیر قرآن به قرآن، و با بهره‌گیری از منابع روایی انجام شده است. تمرکز اصلی بر آیات سوره‌های مبارکه‌ی اعراف و ص قرار دارد؛ آیاتی که متضمن ارزیابی و داوری الهی درباره‌ی این واقعه‌اند
 یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که ابلیس در اظهارات خود صادق نبوده و با اتخاذ راهبردی فریبکارانه، علت حقیقی نافرمانی خویش را پنهان ساخته و آن را به دروغ به قیاس خود با آدم(ع) نسبت داده است. بر اساس تحلیل قرآنی، خداوند رفتار ابلیس را در دو سطح مورد داوری قرار داده است: یکی بعد روان‌شناختی که در قالب استکبار درونی و از پرسش توبیخی الهی در سوره‌ی ص استنباط می‌شود، و دیگری بعد هستی‌شناختی که در قالب طمع‌ورزی نسبت به جایگاه اهل‌بیت(ع) و تجاوز از حد وجودی خویش در نظام تکوینی جلوه‌گر است.
در نتیجه، علت واقعی امتناع ابلیس از سجده، نه خطای شناختی، بلکه انحرافی وجودی و ولایی بوده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>سازوکار قرآن در نهادینه‌سازی باور توحید بر اساس مطالعه تنزیلی‌‌‌- موضوعی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3776.html</link>
      <description>مسئله سازوکار قرآن کریم در نهادینه‌سازی باور توحید در ذهن و جان اعراب مشرک، به عنوان یک پرسش اساسی، نیازمند بررسی و تحلیل دقیق روش‌شناسی قرآن کریم است. مطالعه آیات پیرامون خداشناسی با استخراج گزاره‌های کلیدی پیرامون توحید و چینش آن‌ها بر اساس ترتیب نزول سبب کشف روش قرآن در نهادینه‌سازی این باوردر عمق وجود اعراب عصر نزول است. بر این اساس، پژوهش حاضر با بررسی آیات توحید در چارچوب سبک تفسیر تنزیلی- موضوعی و به کارگیری روش تحلیلی توصیفی به سازوکار قرآن در فرایند نهادینه‌سازی باور توحید دست یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد قرآن کریم از یک راهبرد سه مرحله‌ای برای نهادینه‌سازی توحید بهره برده است. میان روش‌ها و ابزارهای به کار رفته در هر مرحله با محتوای آیات در آن مرحله تناسب و هماهنگی معناداری  وجود دارد. بر این اساس قرآن کریم در اولین مرحله، در نخستین سور مکی، با به کار بردن ابزار انگیزشی عموم جامعه را به باور توحید ترغیب نموده است. در مرحله دوم و با شکل‌گیری نخستین جامعه ایمانی و افزایش مقاومت مشرکان در برابر این گروه، با ارائه روش‌های استدلالی و شواهد و براهین، از ابزار شناختی در جهت اثبات باور توحید استفاده نموده و در مرحله سوم مقارن با دوران مدنی و تشکیل حکومت اسلامی با بهره‌گیری از ابزار رفتاری و از طریق تشریع احکام و عوامل رفتارساز در جهت عملیاتی کردن و نهادینه سازی باور توحید گام برداشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های‌معنایی ماده «حفظ» در قرآن‌کریم</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3778.html</link>
      <description>ماده حفظ در قرآن‌کریم از مفهومی دو‌سویه برخوردار است. از یک‌سو صفتِ‌ذاتی خداوند و از سوی دیگر مسئولیتی بر‌عهده انسان در صیانت از ارزش‌های‌الهی است؛ همین پیوند میان صفت‌الهی و تکلیف‌انسانی، بررسی این ماده را به منظور کشف مؤلفه‌های‌معنایی آن و دست‌یابی به لایه‌های عمیق آن حائز اهمیت می‌نماید.
 پژوهش حاضر می‌کوشد با روش معنا‌شناسی‌ ساختاری، شبکۀ‌معنایی واژه حفظ در بافت قرآنی را ترسیم و در پی آن مؤلفه‌های‌معنایی واژه حفظ را کشف کند. منظور از شبکۀ‌معنایی، روابط مختلف بین مفاهیم است و منظور از مؤلفه‌های‌معنایی، ویژگی‌هایی است که مفهوم واژه‌ها را تشکیل داده و وجوه اشتراک و افتراق آن‌ها را مشخص می‌کند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که میان حفظ و کلمات جانشین آن، برخی مؤلفه‌ها‌مشترک هستند و برخی مؤلفه‌ها از وجه تمایز برخورداند. به عنوان نمونه صیانت‌الهی برای استمرار حیات، خویشتن‌داری اخلاقی و کنترل غرایز، پاسداری از حدود و مرز‌های‌دینی و اخلاقی، مراقبت ملائکه از انسان‌ها و حفظ لوح‌محفوظ از مؤلفه‌های مشترک میان حفظ و جانشین‌هایش است.
داده‌های هم‌نشینی آشکار می‌سازد حفظ به‌وسیلۀ خداوند، ملائکه، پیامبران و انسان‌ها به عنوان فاعل انجام می‌شود. حفظِ خداوند در مقام تکوین شامل حفظ آسمان‌ها و زمین، امر‌الهی، لوح‌محفوظ و مراقبان‌الهی است. آنچه  توسط انسان‌ها در مقام تشریع می‌باید حفظ شود حدود‌الهی مانند برپایی نماز، رعایت‌عفاف و حفظ کتب‌الهی است. در داده‌های جانشینی مشاهده می‌شود میان مفاهیم مَسَکَ، حَصَنَ، وَکیل، مُقیت، رَقیب، مَکنون، إقامَ و عَصَمَ قرابت‌معنایی بر‌قرار است و می‌توانند در سیاق‌مشابه به عنوان جانشین حفظ در‌نظر گرفته شوند.
کلیدواژه‌ها: إمساک، حفظ، معنا‌شناسی ساختاری، قرآن‌کریم، مؤلفه‌های معنایی</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی یأس رسولان در آیه 110 سوره یوسف از منظر مفسران</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3779.html</link>
      <description>یأس رسولان الهی یکی از شبهات پیرامون عصمت انبیاء است که در آیه 110 سوره یوسف آمده است. برخی از مفسران و نواندیشان با تکیه براین آیه معتقدند پیامبران به واسطه بُعد بشری خود در حوادث، دچار یأس و ناامیدی از خدا می‌شوند. فارغ از منشأ ایجاد چنین رویکردهایی، از آن جایی که آیه مذکور به دلیل وجود ضمایر متعدد و ارجاع نامشخص با ابهام مواجه است، تبیین دقیق آن بر اساس قرائن موجود و قرائت صحیح عبارات، امری ضروری به نظر می‌رسد. مقاله حاضر با بررسی شبهه مذکور به روش توصیفی- تحلیلی به این نتیجه دست یافت که آیه هرچند از نظر بیان متعلق یأس رسولان، مطلق است اما به قرینه آیات و روایات، متعلق آن ایمان مردم است. به علاوه فاعل فعل (ظنوا) و اختلاف قرائت (کذبوا) با قرینه آیات و روایات ذیل آیه، این تفسیر را قطعی می‌سازد که یأس و تکذیب در آیه طرفینی بوده یعنی هم پیامبران از ایمان قوم خود مأیوس شده و هم قومشان با تکذیب پیامبر از نزول عذاب مأیوس شدند. زیرا ساختار ادبی آیه شریفه قابلیت پذیرش هر دو وجه معنایی را دارد و متکلم حکیم با ایجاد ابهام ساختاری به دنبال بیان این نکته است که باناامیدی از سوی پیامبران و مخالفان، نصرت الهی برای انبیاء و عذاب الهی برای مجرمان نازل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی «ایمان» در گستره همنشینی نحوی قرآن با کاربست نظریه «فضاهای ذهنی»</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3781.html</link>
      <description>هدف: «ایمان» به‌عنوان مفهومی بنیادین درگفتمان دینی، صرفاً درسطح گزاره‌های اعتقادی بازنمایی نمی‌شود، بلکه ازطریق سازه‌های نحوی، در قالب فرایندهای معنی‌پرداز و هدایت‌گر به مخاطب منتقل‌می‌گردد. هدف این پژوهش‌، تبیین نحوه مفهوم‌سازی«ایمان» در چینش‌های نحوی آیات قرآن، و تحلیل نقش روابط‌همنشینی نحوی مانند«تقدیم و تأخیر»، «التفات»، و«حذف و فزونی» به‌عنوان«محرک‌های فضاساز» درتعمیق معرفت قرآنی نسبت به ایمان است. در این مسیر، نظریه«فضاهای‌ذهنی»فوکونیه به‌عنوان چارچوبی شناختی به‌کار گرفته‌شد.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر پایه تحلیل گزینشی آیات مرتبط با ایمان انجام شده‌است. داده‌ها ازمنظر نحوی بررسی و فرایند شکل‌گیری و پیوند فضاهای‌ذهنی در آیات، با تکیه برمؤلفه‌های اصلی آن(فضای پایه، کانون‌توجه، زاویه دید و انتقال میان فضاها) تحلیل‌شده‌اند. 
یافته‌ها: سازه‌های نحوی به‌مثابه فضاسازهای شناختی عمل‌کرده و با جابه‌جایی کانون‌توجه و تنظیم زاویه دید، الگوهای‌ذهنی متفاوتی از ایمان ایجادمی‌نمایند. جملات اسمیه فضای«ثبات و استقرار ایمان» را القامی‌نمایند، درحالی‌که جملات فعلیه ایمان را به‌صورت فرایندی پویا و درحال تحقق بازنمایی‌می‌کنند. «التفات»با واگردانی کانون خطاب، رابطه توحیدی خدا ومؤمنان را برجسته‌می‌سازد؛«حذف و فزونی»با ایجاد تعلیق یا گسترش مفهومی، امکان حرکت پویا و تدریجی میان فضاهای‌ذهنی متوالی را ممکن‌می‌سازد؛ و«تقدیم و تأخیر» با جابجایی اجزای جمله،به برجسته‌سازی سلسله‌مراتب و استحقاق ایمانی می‌پردازد. 
نتیجه‌گیری: قرآن‌کریم باکاربست هدفمند ساختار‌های نحوی، شبکه‌ای نظام‌مند از فضاهای‌ذهنی«ایمان» شکل‌می‌دهد که مخاطب را در سیرتکاملی معرفت دینی(از ایمان پایه‌ای تا ایمان کنشی وتثبیت‌شده) هدایت‌می‌کند. به‌کارگیری نظریه فضاهای‌ذهنی، امکان کشف لایه‌های شناختی و هدایت نحوی قرآن‌کریم را  درخدمت تفسیر دقیق‌تر داده‌های قرآنی فراهم‌ساخته و تحلیل زبان‌شناختی را درمسیرگسترش معرفت قرآنی قرارمی‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مکتب سامرّا در تحول مطالعات نهج‌البلاغه</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3784.html</link>
      <description>سنت شرح‌نویسی بر نهج‌البلاغه، به مثابه آینه‌ای برای ردیابی تطور اندیشه شیعی در مواجهه با تحولات تاریخی، همواره جریانی پویا بوده است. این پژوهش، با تمرکز بر مقطع حساس پس از صفویه تا آستانه مشروطه، دوره‌ای موسوم به «دوره فترت» را تحلیل می‌کند که طی آن، اهتمام به نهج‌البلاغه دچار رکود نسبی شده و کاربست آن عمدتاً به یک «اندرزنامه سیاسی» برای حاکمان تقلیل یافته بود. مسئله اصلی مقاله، واکاوی نقش محوری «مکتب سامرّا» به زعامت میرزا محمدحسن شیرازی (م. ۱۳۱۲ق) به‌عنوان نقطه عطفی است که به این دوره فترت پایان بخشید و «دوره نوزایی» را در مطالعات این حوزه کلید زد. پژوهش حاضر با روش تاریخی-تحلیلی، ابتدا ویژگی‌های تربیتی و روش‌شناختی منحصربه‌فرد مکتب سامرا را که زمینه‌ساز این تحول بود، تبیین می‌کند. سپس، تجلی این «گفتمان نوزایی» را در سه حوزه «احیای متن» (مانند شرح‌نویسی و تدریس)، «کاربست نظری» (در فقه سیاسی) و «کنشگری عملی» (در رهبری اجتماعی) در آثار و اقدامات شاگردان برجسته آن ردیابی می‌نماید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مکتب سامرّا با بازتعریف کاربست نهج‌البلاغه، آن را از جایگاه یک «اندرزنامه برای حاکمان» به جایگاه یک «منشور عمل برای ملت‌ها» ارتقا داد و از این طریق، نه تنها بر گفتمان مشروطه تأثیر مستقیم گذاشت، بلکه میراثی ماندگار در فقه سیاسی شیعه و جنبش‌های اسلامی معاصر بر جای نهاد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط بین فرزندان از نگاه قرآن کریم و روایات با رویکرد سرمایه اجتماعی</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3785.html</link>
      <description>خانواده به‌عنوان کوچکترین و اساسی‌ترین نهاد اجتماعی، همواره مورد توجه ادیان، متفکران و مکاتب فکری بوده است. شالوده این نهاد در قالب اولین پیوند اجتماعی متعهدانه؛ یعنی ازدواج، شکل‌گرفته و به عنوان منبع تولید و بهره‌برداری از سرمایه اجتماعی عمل می‌کند. روابط خواهر و برادر با یکدیگر در کنار تعاملات دیگر افراد خانواده، از ابعاد عاطفی و تربیتی گسترده‌ای برخوردار است. به دلیل اهمیت نوع روابط خواهر و برادر در شکل‌گیری سرمایه اجتماعی خانواده لازم است روابط خواهر و برادر از منظر قرآن و روایات با رویکرد سرمایه اجتماعی بررسی شود. این پژوهش با هدف تبیین وظایف خواهر و برادر نسبت به یکدیگر، در چارچوب نظریه سرمایه اجتماعی و با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آموزه‌های اسلامی این حوزه می‌‌پردازد. استدلال محوری مقاله آن است که آموزه‌های اسلامی، با طراحی نظامی منسجم از حقوق و تکالیف، روابط همشیرها را به سرمایه اجتماعی قدرتمند و پایدار در نهاد خانواده تبدیل می‌کند. یافته‌های تحقیق نشان داد این وظایف در سه حوزه حریم‌ شخصی، شامل احکام محرمیت و ازدواج، نگاه و پوشش؛ حوزه مسئولیت‌های مالی، شامل وصیت، ارث، اولویت در انجام تکالیف مالی و محدوده تعاملات خواهر و برادری، سه مؤلفه اصلی نظریه سرمایه اجتماعی؛ یعنی ارتباط، هنجارها و اعتماد عمومی را تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی دیدگاههای خاورشناسان در مورد هویت منجی موعود در اسلام با روش تاریخ گذاری روایات</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3786.html</link>
      <description>«عیسی(ع)» و «مهدی(ع)» دو عنوان اصلی منجی در اسلام‌اند که باور به منجی بودن هریک با روایات پشتیبانی می‌شود. برخی خاورشناسان با استناد به برخی روایات و در دیدگاهی ناسازگار با  عقیدۀ رایج مسلمانان، «باور به منجی‌ بودن عیسی(ع)» را مقدم بر«باور به منجی بودن مهدی (ع)» دانسته‌‌اند. این پژوهش با هدف بررسی اصالت این دو باور، روایات مرتبط را گردآوری نموده و با رویکرد تاریخ‌گذاری به دو دسته تقسیم کرده‌است: «روایاتی که دو منجی را یکی می‌دانند» و «روایاتی که بر تمایز آن دو تأکید دارند». از مهم‌ترین روایات دسته دوم، «امامت عیسی(ع) در نماز آخرالزمان» است. برخی خاورشناسان اینگونه روایات را بازتاب دیدگاه اولیه مسلمانان دانسته اند که با گذشت زمان تغییر یافته و در آنها نقش عیسی(ع) به مهدی(ع) منتقل شده است. در تاریخ‌گذاری این روایات، از روش‌هایی چون یافتن در کهن‌ترین منبع، تحلیل‌های اسناد-متنی و داده های موجود در منابع غیراسلامی استفاده شده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد از میان روایات این پژوهش، «اقتدای عیسی(ع) به امام مسلمانان/مهدی» تنها روایتی‌است که احتمال انتساب آن به پیامبر وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>موسی(ع) و رؤیت الهی از منظر تفسیر عرفانی منسوب به امام صادق(ع)</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3787.html</link>
      <description>تفسیر منسوب به امام صادق (ع) یکی از تفاسیر عرفانی مهم سده دوم هجری است که روایات نسخه کنونی آن از طریق کتاب حقائق التفسیر سلمی در دسترس است. این تفسیر در داستان میقات حضرت موسی(ع)، خوانشی تربیتی و روحانی از آن ارائه کرده است که مبتنی بر دو موضوع مواجهه موسی (ع) با آتش و دیدار در کوه سینا است. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی در صدد تبیین این رویکرد و چگونگی رؤیت الهی از منظر این تفسیر است. نتایج این مقاله نشان می‌دهد که امام صادق (ع) دو موضوع هم‌کلامی موسی (ع) با خداوند و رؤیت حق‌تعالی را در راستای تعالی روحی و معنوی موسی (ع) تفسیر کرده است. مسیر تعالی روحی موسی (ع) از آتش پیوند میان موسی و خداوند در دیدار موسوم به درخت آتش شکل می‌گیرد و بر اثر آن انوار قدس الهی شامل حال موسی (ع) می‌شود. در واقع پس از طی این مرحله و رسیدن موسی (ع) به مقام فقر و فنای الهی، وی قادر به هم‌کلامی با خداوند می‌شود. رؤیت الهی نیز در کوه طور دو وجه مختلف دارد که وجهی از آن در آیه 143 اعراف بیان شده است که به تعبیر امام صادق (ع) تابعی از اراده الهی در رؤیت است و بخش اصلی آن در درون خود موسی (ع) رخ می‌دهد و موسی (ع) در دل خودش می‌شنود که خدا با او سخن می‌گوید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تطور دیدگاه دانشمندان شیعه امامیه در تبیین روایات امر بین الامرین</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3788.html</link>
      <description>مسئله امر بین ‌الامرین از مهم‌ترین مباحث حدیثی شیعه در حوزه عقائد است که به تبیین نسبت میان فعل انسان و خدا می‌پردازد. دانشمندان شیعه در طول تاریخ، دو رویکرد کلی در مواجهه با این روایات داشته‌اند. منشأ این اختلاف رویکرد، تفاوت فهم و تفسیر آنان از تفویض بوده است. دانشمندان امامیه در دوره‌های نخست، تفویض را تشریعی تفسیر می‌کردند، بدان معنا که خدا امور دینش را به انسان‌ها واگذار نکرده تا آ‌‌‌نان به دلخواه خود رفتار کنند بلکه با فرستادن پیامبران حدود شرعی معین کرده است. اما از دوران متاخر به بعد تفسیر عالمان امامیه از تفویض و به تبع آن روایات امر بین الامرین جنبه تکوینی یافت، بدان معنا که خداوند رابطه‌ای تام با افعال انسان‌ها دارد و هر انسانی برای انجام افعال خود، آن به آن نیازمند اراده و فیض‌رسانی خداست، این رویکرد، بدون در نظر گرفتن تشریع الهی صرفاً بر رابطه وجودی میان تمام افعال انسان‌ها با خدا تاکید دارد. این پژوهش با بررسی رویکردهای اندیشمندان امامیه، ثابت می‌کند که منشأ این اختلاف، تحول در زیرساخت‌های فکری و روش‌شناختی بوده است. دانشمندان متقدم امامیه تحت تأثیر منازعات فکری میان معتزله و اشاعره، مکتب کلامی خود را شکل دادند و تفسیر آنان از این روایات نیز مبتنی بر همان مکتب است، اما با ورود فلسفه و عرفان اسلامی در قرنهای هفت و هشت و تثبیت آن با ظهور حکمت متعالیه، آراء عالمان امامیه از این روایات جنبه فلسفی و عرفانی یافت و از تفسیر اعتزالی در دوران متقدم به تبیینی فلسفی و عرفانی در دوران معاصر رسیدیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبانشناختی&amp;quot; اطناب&amp;quot; در ترجمه قرآن آیت‌الله یزدی بر اساس نظریه گارسس (مطالعه موردی: سوره اعراف)</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3789.html</link>
      <description>در حوزة مطالعات ترجمه، نظریه‌های گوناگونی برای سنجش کمی و کیفی ترجمه‌ها ارائه شده است. الگوی گارسس که با در نظر گرفتن مخاطب و متن مقصد به بررسی تشابه میان متن مبدأ و مقصد می‌پردازد، از جمله معروف‌ترین این نظریات است. گارسس، برای ارزیابی ترجمه متون ادبی چهار سطح را پیشنهاد نمود که این چهار سطح را می‌توان در قالب مؤلفه‌های «افزایش»، «کاهش» و «مانش» نیز مورد نقد و ارزیابی قرار داد. این مقاله در پی آن است تا مقولة «اطناب» و میزان انحرافات نحوی، بلاغی و توضیحی موجود در ترجمة یزدی را بر اساس محور «افزایش» از نظریة مذکور مورد بررسی قرار دهد. لذا، پس از معرفی نظریه گارسس، به ذکر نمونه‌های قابل تطبیق این نظریه در زمینة اطناب بر مثال‌های مستخرج از ترجمـه قرآن، پرداخته می‌شود. مهمترین یافته‌های این پژوهش بیـان‌گر آن اسـت کـه ترجمة یزدی از قرآن کریم با روش ترجمه معادل به چاپ رسیده است؛ اما از منظر شاخص‌های نظریه مخاطب محور گارسس، قابل نقد و ارزیابی کیفی است. می‌توان ادعا نمود که این ترجمـه برخلاف روش معادل و معنایی خود، داده‌های بسیاری برای زیرگروه اطناب، تعریف و توضیح و بسط خلاقه دارد که در زیرشاخه‌های مربوط به محور «افزایش» مورد بررسی قرار می‌گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی اسلامی فرزندآوری بر پایۀ تحلیل محتوای روایات امام صادق (ع)</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3790.html</link>
      <description>کاهش نرخ باروری و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن، به یکی از چالش‌های راهبردی جوامع بسیاری (از جمله ایران) تبدیل شده است. در این میان، بازخوانی میراث دینی با رویکردی روشمند می‌تواند مبنایی بومی و پایدار برای تقویت فرهنگ فرزندآوری فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف استخراج الگوی اسلامی فرزندآوری از منظر امام صادق (ع)، به تحلیل محتوای مضمونی روایات ایشان در کتب اربعه می‌پردازد. این مطالعه از روش کیفی تحلیل مضمون بهره گرفته و با کدگذاری سه‌سطحی (مضامین فرعی، اصلی و فراگیر)، داده‌های مستخرج از ۱۵۷ روایت مرتبط را تحلیل کرده است. برای افزایش اتقان علمی یافته‌ها، اعتبار مضامین از طریق روایی‌سنجی محتوایی (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) با مشارکت خبرگان علوم قرآن و حدیث ارزیابی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد الگوی فرزندآوری در منظومه فکری امام صادق (ع) ساختاری چندبُعدی دارد که در سه محور فراگیر «چیستی، چرایی و چگونگی» سامان یافته است. چیستی فرزندآوری بر مشروعیت نسب و حق حیات جنین تأکید دارد؛ چرایی آن ناظر به ارزش‌ها و انگیزه‌های مادی، معنوی، فردی و اجتماعی فرزندداری است؛ و چگونگی آن سازوکارهای حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و پزشکی تحقق فرزندآوری را تبیین می‌کند. این منظومه در قالب استعاره «فرزندآوری به مثابه کاشتن درخت نسل» قابل جمع‌بندی است؛ استعاره‌ای که پیوندی نظام‌مند میان مبانی اعتقادی، الزامات حقوقی و نیازهای اجتماعی برقرار می‌سازد. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد آموزه‌های حدیثی امام صادق (ع)، برخلاف بسیاری از نظریه‌های جمعیتی تک‌بُعدی، الگویی جامع و تلفیقی ارائه می‌دهد که قابلیت بهره‌برداری در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، حقوقی و جمعیتی جوامع اسلامی را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفسیری نوین بر آیات 140 تا 142 سوره صافات: بازنگری در سرزنش حضرت یونس (ع) ( با تاکید بر ادله زبانی)</title>
      <link>https://kq.meybod.ac.ir/article_3791.html</link>
      <description>این مقاله به تفسیر و تحلیل آیات 140 تا 142 سوره صافات با رویکرد بازنگری در دیدگاه مربوط به سرزنش حضرت یونس(ع) با تاکید بر ادله زبانی می‌پردازد. مفسران این آیات را حاوی سرزنش و ترک اولای یونس (ع) دانسته‌اند. بررسی دقیق‌تر ساختار زبانی آیات و واژگان و عبارات تاثیرگذار و کانون معنایی سوره که در ارتباط با نجات و یاری انبیاء است نشان می‌دهد این آیات در واقع مدح و تجلیل از حضرت یونس (ع) است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی برداشت‌های موجود از آیات 140 تا 142 سوره صافات می‌پردازد. این تحقیق واژگان و عبارات «أبق»، «مدحضین»، «التقمه الحوت» و «وهوملیم» را در آیات مذکور بررسی و تحلیل کرده و به نقش سیاق کلی سوره و مفاهیم عصمت پیامبران توجه می‌کند. این واژگان و عبارات مهم‌ترین نقش را در ارائه تفسیر رایج از این آیات داشته‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد واژه &amp;amp;quot;ابق&amp;amp;quot; به معنی فرار کردن یا دور شدن و رفتن پنهانی از میان قوم است و از ترس گرفتار شدن به عذاب الهی نبوده و دلالتی بر ترک وظیفه رسالت الهی ندارد. همچنان تحلیل واژه &amp;amp;quot;مدحضین&amp;amp;quot; نشان می-دهد یونس نبی در معرض غرق شدن قرار گرفته و نهنگ در نجات حضرت یونس ماموریت الهی داشته و ایشان را از غرق شدن نجات داده و به ساحل افکنده است. .</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
